آيتالله اميني در خطبههاي اين هفته نماز جمعه قم، از ترويج خرافات به بهانه نيمه شعبان، انتقاد كرد.
به گزارش رسا، نماز جمعه اين هفته شهر مقدس قم به امامت آيتالله ابراهيم اميني برگزار شد.
وي در خطبههاي نماز با تاكيد بر ايمان باطني جوانان، تلاش بيشتر مسئولان در زمينههاي فرهنگي را خواستار شد.
آيتالله اميني با تجليل از جشنهاي باشكوه مردم در نيمه شعبان، اين سؤال را مطرح كرد كه چقدر از اين فرصت براي تبيين مسايل مهدويت و آمادگي و زمينهسازي براي ظهور تلاش شذه است.
وي تعبيراتي چون «چشم مست»، «ابروي كمان» و «ماه پيشاني» را دور از شان امام زمان (عج) دانست و گفت: آيا استفاده از اين تعبيرات براي قطب عالم امكان صحيح است؟ مداحي كه افتخار ميكند براي آن همه جمعيت مداحي ميكند، چه مفهومي از مهدويت را به مردم ياد ميدهد. متاسفانه اين مجالس از صداوسيماي جمهوري اسلامي هم پخش ميشود. آيا اين ترويج خرافات نيست؟
امام جمعه موقت قم با اشاره به حضور دو ميليون نفر در جمكران، اظهار داشت: اين مردم با اخلاص آمدهاند، اما برنامهريزان خيانت ميكنند.
وي در پايان، با حمايت از سياستهاي رهبري و رئيسجمهور درباره برنامه انرژي هستهاي صلحآميز كشورمان، تهديدها و تحريمهاي دشمنان را غير منطقي خواند و گفت: ملت ايران سالهاست كه در اين تحريمها هستند و از حق خود نميگذرند.
گفتني است، بيانات امام جمعه موقت قم درباره مداحي و انرژي هستهاي با تكبير نماز گزاران همراه شذ. همچنين حجتالاسلام عمري، فرزند رهبر شيعيان عربستان سعودي و دبير كل و ديگر اعضاي حزب مؤتلفه از شركتكنندگان اين هفته نماز جمعه قم بودند.
میلیون ها نفر از ايرانيان، شب گذشته توانستند برای اولین بار با انوشه انصاری، زن موفق ایرانی که اولين مسافر زن فضايي است، به لطف حرکت موثر شبکه چهار سیما آشنا شوند.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، دلیل این آشنایی برنامه آسمان شب شبکه چهار سیما بود که در اقدامی پسندیده و ابتکاری توانست ضمن ارتباط با این چهره، دقایق جالبی را با وی بگذراند.
اين برنامه اقدامي عملي در طرح نخبگان ايراني خارج از كشور و استفاده از ظرفيت آنهاست كه پيش از اين نيز در برنامه هايي با حضور دكتر سيد حسين نصر و پروفسور رضا آغاز شده بود.
این برنامه با توجه به رویداد بزرگ سفر این زن ایرانی به فضا براساس یک ارتباط تلفنی زنده در زمان مناسب برای انوشه انصاری، برنامه ای جالب را در قالب یک میزگرد خودمانی با وی ترتیب داده که ارزش رسانه ای آن به مراتب بیشتر از ساختار ساده آن بود.
به واقع آسمان شب و شبکه چهار برای اولین بار دست به ساده ترین روش ممکن برای تولید یک برنامه تلویزیونی زد که می تواند تولد این روش برای مدیران و گروه های برنامه ساز صداوسیما باشد. گرچه اندکی زمان بیشتر، می توانست ارتباط زنده تصویری برای این برنامه فراهم کند، اما در فاصله 4 روز تا پرتاب فضاپیمای سایوز، پیدا کردن انوشه انصاری و گفتگوی یک ساعته با او یک حرکت موفق و حرفه ای بود که توسط شبکه چهار ایران که شبکه علمی کشورمان است، انجام شد.
بی شک هیچ بیننده ای در ایران جز این روش های ساده ولی با کیفیت توقع بیشتری از شبکه چهار سیما ندارد و این اتفاق می تواند طلیعه ای برای بازنگری جدی در ساخت و تولید برنامه های علمی از سراسر جهان به جهت تقدیر و بزرگداشت از چهره های علمی ایرانی در داخل و خارج کشور باشد.
این شبکه در ادامه این فعالیت خود، قرار است تصاویر پرتاب موشک سایوز به فضا را برای هموطنان ایرانی پخش زنده کند و براساس اعلام برنامه آسمان شب، هر صبحگاهان ایستگاه بین المللی فضایی در آسمان ایران با چشم غیر مسلح قابل مشاهده است و گروه های نجومی حرفه ای و آماتوری بسیاری آماده شده اند تا در برنامه های مختلفی به تماشای گذر این ایستگاه از آسمان ایران بپردازند.
انوشه انصاری زن فضانوردی که کمتر از 3 روز دیگر راهی فضا می شود، در گفتگوی زنده تلفنی که بیش از یک ساعت طول کشید، از قرنطینه خود در ایستگاه بایکونور قزاقستان با رویی گشاده و کلامی ساده پذیرای نماینده تصویری کشورمان بود. وی در این مصاحبه از طی شدن دوره تحصیل، تحقیقات و برنامه های تجاری خود حرف های زیادی را برای هموطنان خود زد.
وي قرار است، دستاوردهای علمی خود از فضا را برای تولید یک برنامه آموزشی و یک دوره خاص علمی آماده کند، وی همچنین در طول مدت حضور در ایستگاه بین المللی فضایی قرار است با برخی مدارس و دانشگاه های جهان ارتباط زنده داشته و با آنها از شرایط و دریافت های خود به صورت زنده صحبت کند.
انوشه انصاري در مورد جوانان و رویاهای آنها گفت: فقط می خواهم بگویم که جوانان کشورم و دخترها به زندگی من و نوع تلاش
من دقت کنند. من سال ها پیش که جوان بودم اگر می گفتم، رویایم سفر به فضاست، به من می خندیدند، اما حالا پس از سال ها تلاش، تحصیل و داشتن انگیزه رویای خودم را به واقعیت تبدیل کردم.
وي اضافه کرد: باید باور کنیم که تلاش و انگیزه ماست که می تواند آینده را بسازد و به بشریت کمک کند، امیدوارم نتایج این سفر به عنوان پیشگامان سفر به فضا موجب افزایش اطلاعات ما از فضا کهکشان ها بشود.
اولين فضانورد زن ايراني در پایان اظهار امیدواری کرد: در زمان نوه ام هزینه سفر به فضا حداقل تا یک میلیون دلار کاهش پیدا کند و روزی هزینه این سفر به 10 تا 15 هزار دلار برسد.
استفاده شبکه چهار سیما از اين شخصیت زن ایرانی و تجلیل از او، در حالی است که مي توان با برنامه ريزي هاي بهتر و بيشتر در طول سال، مردم ايران با تعداد بيشتري از اين چهره ها آشنا کرد. ولي در همين حال هنوز سایر شبکه های داخلی یا بین المللی سازمان صداوسیما توجه لازمی به این موضوع نکردهاند و شایسته است در مدت زمان باقی مانده برای بهره گیری فرهنگی و علمی از حضور این فضانورد ایرانی فرصت را به نفع ايرانيان از دست ندهند.
| ||||||||||||||


اینم از جناب رئیس . . . .
نمی دونم این مرده چرا انگشت گذاشته رو شهرداره محترم . مگه خودت پدر - برادر نداری !
پيامها و شوخيهاي فريبنده، اخبار يا هشدارهايي دروغين و اشتباهي هستند كه سعي دارند مخاطبين خود را بنابه دلايل مختلفي مثلا صرف وقت گذراني، شوخي و سرگرمي و تفريح و يا حتي امتياز گرفتنها يا ترور شخصيت و مشهور شدن و بر سر زبانها افتادن و يا شيادي و دزدي فريب دهند به طوري كه مخاطبين در فضا و شرايطي قرار گيرند كه چيزي كه در اصل غير واقعي و دروغين است را حقيقي و واقعي تصور كنند و بپذيرند. مثلا در طي سالهاي 1700 ميلادي داستاني چنين بين مردم افتاده بود كه پاپ جان پل هشتم در سفر بوده است (از سنت پيترز به لاتران ميرفته) و از جايي عبور ميكرده، ناگهان مجبور ميشود براي اينكه نوزادي به دنيا آورد كاروان را در بين راه متوقف كند، اين داستان ميخواهد به خواننده يا شنونده اين را القا كند كه پاپ جان(John) پل هشتم مرد نبوده، بلكه زني بوده است به نام پاپ جوان (Joan) پل هشتم. از آن سالهاي دور و دراز تا به امروز، از اين جور داستانها و پيامها در ميان مردم دنيا بسيار بوده و بسياري هم توسط فولكلوريستها به ثبت رسيده است. يادم ميآيد شش هفت يا هشت سال پيش، پيامي از طريق اينترنت دريافت كردم كه شايد بسياري از شما هم آن را دريافت كردهايد در آن زمانها و به ياد داريد. موضوع يا subject آن پيام كه به صورت پست الكترونيك ارسال شده بود اين بود كه : «آخرين بدرود گابريل گارسيا ماركز» - به سادگي تمام، چنان متاثر شده بودم كه بدون تحقيق و پرس و جو از كم و كيف خبر، پس از خواندن پيام آن را فوري براي چند تن از دوستانم فرستادم. بعدا كه فرصتي يافتم (درست چند ساعت بعد) بر روي اينترنت به تحقيق پرداختم و با تعجب فراوان ديدم كه هيچ سايت خبري مهمي در آن زمان مثل سي ان ان يا بي بي سي چنين خبر مهمي را منعكس نكردهاند؛ حقيقت را يافتم و فهميدم كه چطور گول خوردهام و دستم انداختهاند، دوستي قديمي كه اين متن را برايم ارسال كرده بود را از جريان مطلع ساختم و با نوشتن پيامي در خصوص پيامها و شوخيهاي فريبنده Hoax دوستانم را از قضيه آگاه كردم. اين براي من درسي شدكه هيچگاه مطلبي را بي مطالعه و تحقيق بر روي اينترنت قرار ندهم و ارسال نكنم. گابريل گارسيا ماركز زنده بود و اين شوخي طولي نكشيد كه عمرش را از دست داد و مرد.
ميشنويم يا ميخوانيم كه براي پليس پيامهايي ارسال شده است كه بمبي در مكاني كار گذاشتهاند، در حالي كه چنين بمبي اصلا در كار نيست، چنان جايي هم شايد اصلا وجود نداشته باشد. ميشنويم يا ميخوانيم (مثلا در نامههاي الكترونيكي از افراد ناشناس يا بواسطهي دوستان و آشنايانمان) كه ويروس كامپيوتري خطرناكي بر روي اينترنت در حال گسترش و ازدياد است. در پيامهايي اين چنين، از مردم خواسته ميشود كه يك يا چند فايل (اكثرا حياتي) را از روي كامپيوترهايشان پاك كنند تا كامپيوترشان به اين ويروس آلوده نشود. نويسندگان اين پيامها براي اينكه به متن خود اعتبار بدهند ممكن است از خبرگزاريها يا شركتهاي معتبر و فعال در زمينهي كامپيوتر و نرمافزارهاي ويروسياب يا اينترنت نام ببرند، مثلا ميگويند به گزارش سي ان ان ... يا مايكروسافت اعلام كرده است كه ... يا اينكه سايت مك افي در اطلاعيهاي گفته است كه ... نبايد اينها را جدي گرفت و نبايد اين پيامها را پخش كرد اكثر اين پيامهاي به اصطلاح هشدار دهنده پيامها و شوخيهاي فريبندهاي هستند كه براي تفريح يا سرگرمي يا اذيت و آزار مردم نوشته و توزيع شدهاند.
متداول ترين پيامها و شوخيهاي فريبنده يا Hoax ها، پيامهايي هستند كه مثلا وجود يا پخش سريع ويروسها را هشدار ميدهند و اين پيامها اكثرا در انتها از مخاطب يا گيرنده پيام ميخواهند كه اين خبر را هر چه سريعتر براي دوستان و آشنايان خود فوروارد كنند. به اين ترتيب، اين پيامها به راحتي و به صورتي انبوه توزيع ميشوند و با حالتي تصاعدي باعث از كار افتادن يا ايجاد وقفههاي طولاني در سيستمها و سرورها بر روي اينترنت ميشوند، همان چيزي كه شايد قصد و غرض ارسال كننده اصلي اين پيام به ظاهر هشدار دهنده بوده است.
درباره پيامها و شوخيهاي فريبنده (Hoax) سايتهاي متعددي بر روي اينترنت وجود دارد، از نظر من، سايت about.com منابع خوبي دارد از جمله خبرنامههاي متعدد و معتبري كه در اين زمينهها اطلاعرساني ميكنند. آن دسته از دوستاني كه مايل باشند مثالهاي متعدد و متنوعي از اين جور پيامها را در سيصد سال گذشته مطالعه كننند، به نظرم بهترين و جالب ترين و جدي ترين و جامع ترين سايت از لحاظ اطلاعات، موزهي پيامها و شوخيهاي فريبنده (Hoaxes) است. اين سايت تا زمان انتشار اين مطلب متاسفانه بنا به دلايلي نامشخص براي ما و البته حتما مشخص براي قوه قضائيه و فراهم آورندگان خدمات «دسترسي به اين سايت ممنوع است!» و نه اينترنت، در ايران فيلتر شده است!
جالب است بدانيد كه وقتي با روابط عمومي قوه قضائيه تماس گرفتم و ماجراي اعصاب خردكن فيلترينگ را برايشان تشريح كردم به من گفتند كه ما چنين دستوري ندادهايم كه اين سايتها مسدود شوند!! ما خودمان هم به هنگام استفاده از اينترنت همين مشكلاتي را كه شما ميگوييد داريم !!
آنچه در اينباره برايتان مينويسم عين حقيقت است و اين اتفاقي است كه براي من افتاده است، نه شوخي ميكنم و نه اينكه ميخواهم افسانه پردازي كنم. ما براي دريافت اين علامتهاي مسخرهي اين اقايان - علامت «دسترسي به اين سايت ممنوع است!» ها را ميگويم – و نه براي استفاده از اينترنت و جستجو در آن - از وقت و زمان خودمان و از برق، تلفن، اينترنت، استهلاك دستگاهها، خريد، حفظ و نگهداري سخت افزار و نرمافزارها و امنيت سيستمها و ... - هزينه ميكنيم و اين پولهاي بي زبان بي آنكه ما و اين مردم (علي الخصوص جوانان، دانشآموزان، دانشجويان، معلمين، استادان دانشگاهها، دانشمندان، روزنامهنگاران و محققين و پژوهشگران و ... ظاهرا برخي مسئولين و باز ظاهرا حتي در قوه محترم قضائيه) را به جوابي برساند از جيب ما و اين مردم بيچاره خارج و به جيب آن آقايان و آن دم و دستگاههاي عريض و طويلشان وارد ميسازد! در ازاي چه؟ هيچ! با هر لحظه لحظه زماني كه به دريافت و مشاهدهي آن علامت نه چندان زيبا و دلچسب «دسترسي به اين سايت ممنوع است!» ميگذرد!
قاضي: متهم سرجايش بنشيند! ما هم همين مشكل را داريم ...
امروزه استفاده از اینترنت در حال گسترش است و در تمام زوایای زندگی وجود آن احساس می شود . این شبکه ، که گاه از آن به شبکه شبکه ها تعبیر می شود ، یک محیط چند رسانه ای و گرم( دارای قابلیت برقراری ارتباط دو سویه ) است. در این محیط است که شبکه های دوستی و اجتماعات مجازی شکل می گیرند و تبادل فرهنگی صورت می گیرد.( کوثری ،مسعود)
چت یا همان گپ یکی از کارکردهای ارتباطی فضای سایبر است . که یکی از پایه ترین نیازهای بشر یعنی "برقراری ارتباط " را در خود تجلی می دهد.
مباحثات الکترونیکی به عنوان جایگزین یا مکمل های بالقوه ای برای گردهم آیی های الکترونیک به حساب می آیند.در این مباحثات ،گروهها و افراد می توانند در فرایند شکل دهی به افکار عمومی در جامعه مدنی و فرایندهای تصمیم گیری و تصمیم سازی در امور دولتی شرکت کنند. در اواخر دهه 1990 صدها هزار گروه مباحثه و گروهای خبری در اینترنت ظاهر شد.(ون دایک ،جان،قدرت و سیاست در جامعه شبکه ای )
به موازات جهان واقعی ، فضای سایبر هم انسان را بازتولید می کند. روابط اجتماعی ما هم به گونه ای در اینترنت بازنمایی می شود. در گفتگو و صحبت ما به نوعی از قواعد اجتماعی پیروی می کنیم
اما آیا در فضای چت هم این گونه ایم؟ آیا همان قوانین هستند؟ آیا دگردیسی قواعد پیش نمیاید؟ و اگر به ماهیت قاعده بیندیشیم و بنیادی تر سوال کنیم آیا قواعد اجتماعی در چت وجود دارد؟ و یا نوعی آنارشیسم و بی هنجاری وجود دارد!
گاه می توان گفت هم هنجاری است و هم بی هنجاری و هم ناهنجاری!
نکاتی که در مقایسه چت با گفتگوی عادی می توانم ذکر کنم:
- قواعد اجتماعی حاکم بر گفتگو کمتر انعطاف پذیرند تا چت!
- رسمیت در نگاه اول در گفتگوهای ما جای دارد! در چت این رسمیت خود را می شکاند.
- رفتارهای غیر کلامی ما سرنخ هایی به مخاطب ما در گفتگو می دهد ، اما در چت بیشتر بر کلام و گاه آیکون استوار است و این سرنخ ها گم می شوند.
- می توان در پشت کلمات و آیکون ها حس خود را در چت مخفی کرد ، اما در گفتگو کم تر می توان پنهان کاری نمود.
- عنصر زمان و مکان که در روابط چهره به چهره قوی عمل می کنند در چت چنین جایگاهی ندارند.
- زبان عنصر اصلی رابطه است و آرگوهای مخصوص چت وجود دارد که چتر ها برای صرفه جویی در زمان بسیار استفاده می برند .که در گفتار عادی ما این آرگو ها را شنیداری داریم که در چت بدلیل وجه غالب نوشتاری این آرگوها را نوشتاری می بینیم
مانند:
Lol,asl,wb,np,cu
- زبان رایج میان ما ایرانیان پینگلیش است. وحتی آرگوهای مصرفی را از زبان انگلیسی گرفته ایم.البته ذهن آنقدر فعال و خلاق و پویا است که به تدریج به زبان پینگلیش رواج چندین آرگو که فقط کاربران ایرانی آنها را می شناسند،شاهد هستیم!
مانند: بتعریف : تعریف کن! بحرف: حرف بزن! خ: خجالت/خواهش می کنم!
چندین نکته ای که من میان چتر ها دیدم و برایم جالب بود :
- رنج سنی چت کردن میان نوجوانان و علت آن دوست یابی و سرگرمی است.
- افرادی که سن بالایی دارند و متاهل هستند معمولا با پینگلیش چت نمودن مشکل دارند و ترجیح می دهند فارسی چت نمایند.
- هر آیکون برای افراد معنای شخصی دارند و چندین آیکون جزء محبوب ترین آیکون های مصرفی است که از هر فرد به فرد دیگر متفاوت است. دیگر ،آیکون ها، معنی جنرال ندارند و برای هر فرد و استفاده آن برای افراد دیگر معنای متفاوت دارد.
- نوع چت بی تاثیر در درک مطلب نیست .هر چه به گفتگوی معمولی نزدیک تر می شود و واقعی ترمیشود حلقه های گم شده ای ان کمتر می شود و جامع و کامل تر مفهوم را انتقال می دهد. )ویس چت[1]، چت با وب کم[2])
تحلیل چت:
من یکی از متن چت هایی را برگزیدم که در آن کودکی ده ساله (محمد)با پسر جوان(سامان) بیست ساله ای با هم چت کردند.این چت در روز جمعه و ظهر هنگام که زمان استراحت هر دوی آنها بوده است واقع شده ، که چندین نکته در این چت حائز اهمیت است.
- موضوع گفتگو: در مورد نوع نقاشی و نحوه ی رنگ آمیزی . موضوع مشترک یک کودک و جوان ، باید دغدغه های ذهنی هر دو مشترک باشد تا این چت به چت های بعدی برسد وگرنه در حد یک بازی و سرگرمی که در اینجا نقاشی کشیدن دو طرف بود ه است .
- جنسیت: هر دو پسر هستند . اما از نظر سنی دقیقا نصف/دوبرابر هم هستند. مسلما در نحوه ی صحبت کردن آن دو تاثیر گذار است. یکی از طرفین بزرگ است و نقش هادی و راهنما دارد و طرف کوچکتر باید بیشتر مطیع باشد.
- راهبری چت:در کل 120 خط با هم صحبت کردند که در کل سامان نقش رهبری داشته است و از این میان حدود 70 لاین را وی نوشته است.
- رنگ نوشته و سایز: رنگ نوشته ی سامان ابی و بنفش است. رنگ نوشته ی محمد رنگارنگ است (قرمز آبی سبز ،زرد) است. محمد سایز فونتش بزرگتر بوده است.سامان با سایز 10 و محمد با سایز 14 می نوشته است.
(بدلیل آنکه این چت حاوی نقاشی بود و در صفحه هم می توانستند بنویسند ، محمد به جای نقاشی می نوشت . گاهی اوقات نوشته را باید با کانتکست آن زمان درک کرد ! مثلا در جایی در مورد آدمک نقاشی که در آن زمان توسط سامان در حال کشیده شدن بوده محمد این گونه گفته است!
محمد:چی می کشی؟
سامان:دروازه بان
محمد:دروازه بان؟
سامان:آره
محمد:عین مورچه هست.
سامان:آیکون
محمد :ایکون
سامان:الان آدمش می کنم!
محمد:چرا پاک می کنی؟
سامان:آدمش کنم دیگه
محمد:الان آدمش می کنی؟
سامان:الان شبیه آدم
محمد:نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه[1]
محمد:داشتم نقاشی میکردما
سامان:خوب بکن!
محمد:کمکم کن
سامان:باشه
که این قسمت چت را باید در موقعیت خود آن درک کرد! تصویر زیر گویای محیط چت ان دومی باشد.محیط چت آنها دودل[2] می باشد.
نکات این چت:
- محمد در فارسی تایپ کردن کند بود و بیشتر نوشته ها را کپی می کرد و استفاده می کرد.
- تکه کلام محمد که " چه جلب " هست در متن دیده می شود. محمد نه گفتن و نوشتن را به انگلیسی بلد است و هر جا که می خواسته جواب منفی بدهد NO نوشته است.
- محمد در جاهایی برای انکه کمتر مجبور شود تایپ کند از آیکون بهره برده است.مثلا در جایی که نمی فهمیده و سوال داشته آیکون علامت سوال را زده!
- از 24 آیکون استفاده شده است که بیشترین استفاده از آیکون (خنده )بود ه است.15 آیکون سامان استفاده کرده است و وجه غالب با وی بوده است.
- این چت هیچ اطلاعاتی را منتقل نمی کرده است و تنها جنبه ی سرگرمی داشته است.
- از لفظ خوب،خوبه ، باشه ! که نشانه ی تایید در کار نقاشی کشیدن بوده است بسیار استفاده شده است. برای به تفاهم رسیدن در نقاشی کشیدن نظر هم را جویا می شدند و بیشتر تایید بوده تا انکار!
- هردو افراد مثبت نگری هستند .سوالها به صورت مثبت و بدون حرف منفی پرسیده شده است. و گفتگو روندی مثبت گرا دارد. محمد دوبار لفظ نه را با کشش حرف o نشان داده است !
- در این چت چون هر دو قصد داشتند که کاری مشترک انجام دهند جمله ها حالت پرسشی بوده تا به تفاهم برسند.

منابع:
کوثری مسعود .آنومی اجتماعی در فضای مجازی
ون دایک. جان. قدرت و سیاست در جامعه ی شبکه ای
فضای سایبر و شایعه
(با بررسی موردی مسخ دختر هلندی)
مقدمه:
وب، شبكه اي بودن، لينك دادن ، پيوند خوردن به نقاط متعدد ، اين شبكه ي جهاني كه با يك كليك از صفحه مجازي مانيتور پنجره اي مي گشاييد.اين پنجره را تعيين مي كنيد كه كجا باشد. با دوستان خود روزانه با ميل درتماسيد ، بدون آنكه بعد مسافت و اختلاف زمان را متوجه شويد . در اين شبكه براي خود هويتي تعيين مي كنيد ! يك آي دي مي سازيد ..سخت نيست.صفحه ي ياهو را باز مي كنيد و ثبت نام [1].دادن مشخصات ضروري و تمام! پيامي مي آيد و حضور شما در سرويس ياهو را تبريك مي گويد.مكان ياهو كجاست؟ نمي دانيد! اين شركت چه بك گراندي دارد؟ باز هم نمي دانيد! بودجه ي خود را چگونه تهيه مي كند؟ نمي دانيد.اما از يك هويت مجازي چون ياهو[2] يا ام اس ان [3]، اي او ال [4]، جي ميل [5]براي خود در اين فضاي مجازي هويت مي گيريد. و پسوند هويتي يك شركت را با خود حمل مي كنيد. بدون آنكه هيچ شناختي از آن شركت داشته باشيد. با اين هويت خودساخته در سايت هاي ديگر انجمن هاي گفتگو كلوب ها عضو مي شويد.ديگران تو را ديگر با برچسب[6] هويت واقعي شناسنامه اي نمي شناسند. خود مي توانيد هويت واقعي خود را باز آفريني كنيد و يا مستقل از "من" ِ بيروني "من" ِ مجازي براي خود بسازيد .فارغ از دغدغه هاي بيروني براي خود دغدغه هاي جديدي را در فضاي سايبر تعريف نماييد.
اين هويت خودساخته اتان را هر روز چك مي كنيد. دوستانتان شما را با اين آي دي مي شناسند. نامه هاي الكترونيك در راستاي تعاملات واقعي(خارجي) هستند. هرزنامه هايي[7] هم مهمان بالك[8] و باكس[9] هم مي شوند. كه بيشتر تبليغاتي هستند. گاهي محتواي ميل ها هم چك مي شود و طبق علايق و خواسته هايت جانك ميل [10]دريافت مي كني.
ميل هاي دريافتي ات گاه حاوي اطلاعات، خبر، سرگرمي ، مطالب آموزنده و تبليغات و خبرنامه و ... است. اگر از مطلبي خوشتان آمد آنرا با فوروارد [11]كردن براي دوستانت به اشتراك[12] ميگذاريد.
چقدر به اخبار حاصله از ميل ها اعتماد داريد؟ چقدر آنها را با ديگران به اشتراك ميگذاريد؟ چقدر آنها را در زندگي واقعي خود دخيل مي دهيد؟
اين سوالاتي است كه ذهن مرا به خود مشغول كرده است.
در این میان اعتماد کردن و یا نکردن یکی از مباحث مطرحی می شود .من در این مقاله سعی دارم که روند شکل گیری شایعه در فضای سایبر را با تکیه بر مطالعه موردی بیان کنم.
این مقاله به طور اخص روند موازی شکل گیری شایعه در فضای سایبر به موازات دنیای واقعی را نشان می دهد.
در جامعه اي كه ما زندگي مي كنيم ، نهاد هاي استواري كه هر كدام تعريف مشخص و مجموع الاتفاقي دارند ، حاكم هستند. جامعه مجموعه اي از افراد با فرهنگ مشابه !
قدم را كمي بلندتر بر ميداريم! با يك كليك وارد دنياي مجازي مي شويم اگر هر سايت و وبلاگ و در كل هر صفحه را يك خانه بدانيم، در روز با خانه هاي بسياري در تماسيم كه گاه وسعت بعضي از آنها در حد يك شهر هستند. در اين دنيا هم قوانيني حاكم است. همانطور كه در جامعه هر كدام نامي داريم ، براي خود در قدم اول تعيين هويت مي كنيم. شبكه اي از دوستان را ميابيم و يا توليد مي كنيم. در گفتمان ها دخالت مي كنيم. با كارت اعتباري خود وارد شبكه هاي اقتصادي مجازي مي شويم. اينجا يك جامعه است. نه يك جامعه ي يكپارچه بلكه خرده فرهنگ ها هم در آن ميزيند. و لفظي چون" فرهنگ سايبر"[13] در آن تجلي ميابد.
"مردم چيزهايي ميبينند، چيزهايي ميشنوند و به چيزهايي ميانديشند آنوقت به زبان ميآورند يا جايي آن را يادداشت ميكنند. اكنون اين يادداشتها را ميتوان به سرعت از طريق اينترنت و پست الكترونيك و وبلاگها منتشر ساخت. در هر لحظه، هفت هشت وبلاگ به فضاي مجازي اينترنت اضافه ميشود و ايميلهاي رايگان در اختيار همه هست و هركسي حداقل سه يا چهار آدرس پست الكترونيكي دارد. قصهها و روايتها در اين نامههاي الكترونيكي جاري است، شعرها و مثل ها و اسطورههاي جديدي بوجود ميايند و داستان ميشوند در وبلاگها، مردم معمولي اينها را ميگيرند و ميبينند و ميخوانند و به ديگران ميرسانند: زبان به زبان، سينه به سينه، وبلاگ به وبلاگ، ايميل به ايميل. همه به تكاپو ميافتند، شوري و هيجاني: اينجا اينترنت است! تازه چه خبر؟"(خواجه نصیری ،ت 1384)
از طریق پست الکترونیک نامه ای حاوی خبر دریافت می کنید . ممکن است این نامه ی دریافتی شامل متن عکس و لینک سایت باشد. چقدر خبر دریافتی موثر است ؟ آیا باور می کنید؟ آنرا چقدر با دیگران به اشتراک می گذارید؟ چه دلایلی باعث می شود که آنرا بپذیرید؟
اعتبار فرد فرستنده ، ارجاع خبر به یک سایت ، وجود عکس و حتی دیدن فیلم کوتاهی از حادثه باور ما را تقویت می کند.
تعریف واژگان:
همانگونه که این فضا اجازه می دهد خبر از حالت سنتی خود خارج شود و یک روزنامه الکترونیک فقط تکست و تصویر نباشد و مولتی مدیا باشد ، به همان اندازه هم می توان در خبر دست برد و آنرا از اعتبار ساقط کرد اما هنوز عنصر باورپذیری را با خود حمل می کند . من در این مقاله دو کلید واژه "خدعه ی تصویری[14]"و "شایعه"[15] را تعریف می کنم و با مطالعه ی موردی راجع به مسخ دختر هلندی و بازتاب آن در فضای سایبر بحث خود را به پایان می رسانم.
تابان(1384) در باره خدعه های تصویری تعریف جامع و کاملی دارد : "اصطلاح Hoax يا به عبارت ديگر «پيامها و شوخیهای فريبنده» اصطلاحی است كه عدهای از فولكلوريستها معتقدند در طي سالهاي 1700 ميلادي وارد زبان و فرهنگ مردم شده است. "
پيامها و شوخيهاي فريبنده، اخبار يا هشدارهايي دروغين و اشتباهي هستند كه سعي دارند مخاطبين خود را بنابه دلايل مختلفي مثلا صرف وقت گذراني، شوخي و سرگرمي و تفريح و يا حتي امتياز گرفتنها يا ترور شخصيت و مشهور شدن و بر سر زبانها افتادن و يا شيادي و دزدي فريب دهند به طوري كه مخاطبين در فضا و شرايطي قرار گيرند كه چيزي كه در اصل غير واقعي و دروغين است را حقيقي و واقعي تصور كنند و بپذيرند.
متداول ترين پيامها و شوخيهاي فريبنده يا Hoax ها، پيامهايي هستند كه مثلا وجود يا پخش سريع ويروسها را هشدار ميدهند و اين پيامها اكثرا در انتها از مخاطب يا گيرنده پيام ميخواهند كه اين خبر را هر چه سريعتر براي دوستان و آشنايان خود فوروارد كنند. به اين ترتيب، اين پيامها به راحتي و به صورتي انبوه توزيع ميشوند و با حالتي تصاعدي باعث از كار افتادن يا ايجاد وقفههاي طولاني در سيستمها و سرورها بر روي اينترنت ميشوند، همان چيزي كه شايد قصد و غرض ارسال كننده اصلي اين پيام به ظاهر هشدار دهنده بوده است.
خدعه های تصویری تلاشی برای گول زدن مخاطب برای باور آنچه که نادرست است ، می باشد.واژه Hoax از دو کلمه Hocus pocus” “ به معنای حقه بازی و تردستی می آید .
کاربرد خدعه های تصویری در فضای سایبر بیشتر است و البته نباید آنها را در فضای جامعه نادیده گرفت . برای آنکه ذهنیت را تمرکز دهم خدعه های تصویری و روند آنرا با شایعه در دنیای واقعی مورد قیاس قرار می دهم. پس اینک تعریفی از شایعه بیان می کنم.
"شايعه يعني توجه جامعه يا گروه به مسئله اي خاص.در جريان تبادل نظر مكرر ، افراد گروه سعي مي كنند كه پاسخ معما را با كنار يكديگر قرار دادن قطعه هايي از اطلاعات كه از اين جا و آن جا گرد آوري كرده اند ، كشف كنند. هرچه مقدار اطلاعات كمتر باشد ،نقش ذهن ناخودآگاه گروه در تفسير واقعه بيشتر مي شود،و هرچه ميزان اطلاعات بيشتر مي شود، تفسير آنان به حقيقت نزديكتر مي گردد."
شايعات ، حادثه يا حقيقتي نگران كننده است."( نوئل كاپفر، ژ. 50: 1380)
شايعه پديده اي اجتماعي است و در روند همكاري گروه شكل مي گيرد و مستقل مي شود . در جمع تاكيد و تقويت مي شود و به اوج خود مي رسد و همين جمع با مسكوت گذاشتن آن ، آن را خاموش مي كنند و شايعه به پايان عمرش مي رسد.شایعه خبر است.
الگوی شایعه :
1)تکرار خبر 2)تفسیر 3)نتیجه گیری 4)شکل گیری دیدگاه عموم 5) سکوت
اولین واکنش در برابر یک خبر و شایعه بازگو کردن آن برای دیگران است .به نوعی همان به اشتراک گذاشتن، تا دریابد که دیگران چقدر با او و او چقدر با فکر جمعی هماهنگ است.اظهار نظر بحث و پاسخ دادن به گره های گم شده باعث می شود از منبع فاصله گرفته ، و در نهایت نوعی به شکل گیری دیدگاه عموم منجر می شود. با پیدا شدن حلقه های گم شده و یا نیافتن دلیلی سکوتی حاکم فرما می شود و قضیه خاتمه میابد.
حال همین روند را در یک خدعه ی تصویری بررسی می کنیم . سایتی مطلبی نقل می کند . در سایت ها و وبلاگ های دیگر این خبر بازتاب می کند و هر وبلاگی نظر شخصی بلاگر را بر اصل خبر افزوده می شود .در اینجا بلاگر هم نقش تولیدی ایفا می کند و چیزی بر اصل می افزاید.تکرار یک خبر و تفسیر آنرا شاهدیم و پیوند دادن به مطالب دیگری و هم چنین میل کردن خبر با عنوانی که باعث تهییج فرد دریافت کننده شود (و تشویق به فرستادن آن به دیگران)، باعث تقویت خبر و چرخش آن می شود .از سرنخ هایی که وجود دارد افراد نتیجه گیری می کنند و این دور ادامه میابد و دیدگاه عموم شکل می گیرد . و جمع می پذیرد که این خبر صحت دارد .
چرا مردم باور مي كنند؟ آيا بايد هر شايعه اي را از بنياد دروغين پنداشت؟" سرچشمه ي بسياري از شایعه ها در حقیقتی بوده است.
اطلاعات شایعه ساز در بنیاد خود این عنصر روایی را در بر دارند: (اموری که اوضاع موجود را بر هم می زند ! )ممکن است برخی شایعات دوام آورند و آن به دلیل یافتن مخاطبان جدید است .
آيا مردم هم به همان اندازه كه در دنياي واقعي به اخبار سنتي(از طريق مطبوعات) اعتماد دارند در دنياي مجاز هم روايي يك خبر را به همان اندازه و يا بيشتر مي پذيرند. باید دانست که تعاملی میان دنیای مجازی و واقعی وجود دارد . یک شایعه می تواند از مجاز به واقع و یا بلاعکس رشد کند و گسترش یابد. در مقایسه کسانی که روزنامه می خوانند و آنهایی که داستانی را می شنوند مرزی است . "روزنامه خوان موضوعاتی را که می خواند اصیل و تایید شده فرض می کند ،زیرا به رسانه ها اعتماد دارد.اما شنونده ی داستان نمی تواند ان میزان از اطمینان را احساس کند حتی اگر احتمال صحت مطالب را بدهد." (کاپفر،ژ ،83:1380)
شاید در روند شکل گیری افکار عمومی بیشتر بر نقش رسانه ها و تبلیغات تاکید شود (ساروخانی ،ب.1383) اما نقش شایعه را دست کم نباید گرفت . این سوال مطرح می شود که چرا شایعه را باور می کنیم؟ در پاسخ بهتر است اینگونه بیان کنیم که : "شایعه به تدریج که تعداد زیادتری از اشخاص را فرامی گیرد قدرت اقناعی هم پیدا می کند ."(لازار،ج،1380:99)

