تبليغاتX
پازل

«سايه شوم» خاطرات يك نجات يافته از بهاييت، داستاني خيالي و غيرواقعي نيست، بلكه بازگو كننده خاطرات فردي معمولي يك عضو فريب خورده بهايي است.

نويسنده اين كتاب، مهناز رئوفي است. در اين كتاب كه نخست در قالب پاورقي در روزنامه كيهان و درحال حاضر توسط دفتر پ‍ژوهشهاي موسسه كيهان به چاپ رسيده، موضوع جاسوس‌پروري و مراقبت تشكيلاتي از يكديگر و اين كه تا چه اندازه بهايان از هم ترس دارند و نسبت به اطرافيان خود بي‌اعتمادند، مورد موشكافي و دقت نظر نويسنده قرار گرفته است.

شيوع دروغ و آلودگي در ميان سران بهاييت، كوچ و زندگي اجباري، حتي در تعيين مكان زندگي، چگونگي انتخاب همسر و يا جدايي از آنان، از جمله مواردي است كه نويسنده به آنان اشاره دارد. همين‌طور نويسنده به‌ خوبي از پس روايت خشنودي بهاييان از ويراني ايران توسط عراق در جنگ هشت ساله عراق عليه ايران و بيگانگي اعضاي اين فرقه با مهرورزي و دوستي با ديگران برآمده است.

+ نوشته شده توسط شمع در سه شنبه چهارم مهر 1385 و ساعت 15:53 |


کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا اعلام کرد که وي از تحريم صادرات بنزين به منظور تحت فشار قرار دادن ايران براي کنار گذاشتن برنامه هسته‌اي حمايت نمي‌کند، چرا که معتقد است اينگونه اقدامات اهداف مورد نظر آمريکا را برآورده نمي‌کند.

به گزارش مهر به نقل از «رويترز»، کاندوليزا رايس در گفت‌وگو با نشريه «وال استريت ژورنال» گفت: استفاده از گزينه تحريم‌هاي نفتي عليه ايران با محدوديت‌هايي روبرو است.
وي افزود: به عقيده من در کوتاه‌مدت نمي‌توان به گزينه تحريم نفتي يا بنزيني ايران فکر کرد چرا که من مطمئن نيستم که مثلا تحريم بنزين ايران اثرات مورد نظر ما را در پي داشته باشد.

رايس اقدام آمريکا در اعمال تحريم عليه ايران را موجب تشديد احساسات ضدآمريکايي عنوان کرد و افزود: قصد ما اين است که تا آنجا که مي‌توانيم از اقداماتي همچون تحريم صادرات بنزين که موجب افزايش احساسات ضدآمريکايي مردم ايران مي‌شود، جلوگيري کنيم.

در حالي که کشورهاي روسيه و چين تاکنون درباره فشارهاي آمريکا براي اعمال تحريم‌هاي اقتصادي عليه ايران مقاومت کرده‌اند، رايس اذعان کرد که هرگونه تحريم عليه ايران اثرات نامطلوبي نيز بر شرکت‌هاي خصوصي و بانک‌هايي که با ايران رابطه دارند، خواهد گذارد.

وي افزود: ايران همچون کره شمالي نيست و کاملا در نظام مالي بين‌المللي حضور فعالي دارد و اين واقعيت، منزوي ساختن ايران را بسيار زيانبار مي‌کند.

+ نوشته شده توسط شمع در سه شنبه چهارم مهر 1385 و ساعت 15:51 |


آمریکا هیچ مخالفتی با استفاده صلح آمیز ایران از انرژی هسته ای ندارد. ما در پی یافتن راه حلی دیپلماتیک برای این بحران هستیم و در عین حال ما رو به سوی آینده ای می کنیم که شما بتوانید در آزادی زندگی کنید؛ و آمریکا و ایران دوستانی خوب و طرف هایی صمیمی در مسیر آرمان صلح باشند


جرج بوش در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد از جمله خطاب به مردم ایران گفت: «ایالات متحده به شما احترام می گذارد، ما به ایران احترام می گذاریم. ما تجلیل می کنیم تاریخ تمدن قدیمی شما را، فرهنگ پویای شما را و کمک های شما را به تمدن جهانی. شما درخور این هستید که فرصتی داشته باشید تا آینده خود را تعیین کنید. اقتصادی داشته باشید که بتوانید در آنجا امکانات و نیروهای بالقوه خود را به مرحله اجرا در بیاورید....آمریکا هیچ مخالفتی با استفاده صلح آمیز ایران از انرژی هسته ای ندارد. ما در پی یافتن راه حلی دیپلماتیک برای این بحران هستیم و در عین حال ما رو به سوی آینده ای می کنیم که شما بتوانید در آزادی زندگی کنید؛ و آمریکا و ایران دوستانی خوب و طرف هایی صمیمی در مسیر آرمان صلح باشند.»

به گزارش رادیو فردا بوش ضمن تکرار ادعاهای خود در دفاع از جنایات اسرائیل وعلیه جمهوری اسلامی و حزب الله لبنان گفت:ما اندکی از سالگرد حملات تروریستی یازدهم سپتامبر گذشته ایم، در زمانی که تروریست ها نزدیک به سه هزار نفر از مردم بی گناه را در آمریکا به قتل رساندند. نوعی دیگر از افراط گرایان جنگی را به مانند همان القاعده در لبنان آغاز کردند. اینک صحنه بین الملل صحنه ای است بین افراط گرایانی که از خشونت برای پیشبرد اهدافشان استفاده می کنند و افراد معتدلی که معتقد به راه های صلح آمیز هستند. این چالش بزرگ زمان ما است و من امروز می خواهم درباره دنیای پرامیدتری صحبت کنم که در ورای ترور قرار دارد. دنیایی که زنان و مردان آزاد هستند تا سرنوشت خود را تعیین کنند و صداهای اعتدال قدرت را تعیین می کند، جایی که نیروهای افراطی توسط اکثریت مسالمت جو به حاشیه رانده شده اند. این دنیایی است که ما می توانیم به دست بیاوریم، اگر با هم همکاری کنیم.

اصول چنین نظامی در اولین جمله منشور حقوق بشر سازمان ملل یافت می شود. این سند اعلام می کند که تمام بنی بشر حق مساوی دارند، برای بهره مندی از صلح. نویسنده این منشور یک دیپلمات لبنانی بود و او بود که رئیس مجمع عمومی سازمان ملل شد. در 60 سال گذشته که منشور حقوق بشر سازمان ملل تصویب شد، ما دیدیدم که چقدر جنگ های زیادی روی داد، ولی اینک با گذشت 60 سال اروپا در صلح به سر می برد و آسیا هم شاهد معجزه ای بود که بسیاری از مردم را از فقر نجات داد. آنچه که در منشور حقوق بشر سازمان ملل آمد، همان زمان همان قدر حقانیت داشت که اکنون دارد. در زمانی که می بینیم آزادی در همه جا شکوفا می شود.

آزادی در خاورمیانه اینک ریشه دوانده است. تغییراتی که هم اینک در خاورمیانه انجام شده شگفت انگیز هستند. پنج سال پیش افغانستان توسط گروه طالبان اداره می شد. اینک کرسی افغانستان توسط دولت آزاد افغانستان اداره می شود. پنج سال کرسی عراق توسط شخصی اداره می شد که به همسایگانش حمله می کرد و مرتکب قتل های زیادی شده بود و هدف قطعنامه های زیادی در شورای امنیت قرار گرفته بود اما اینک کرسی عراق در نشست عمومی سازمان ملل توسط دولتی پر شده که رئیس جمهوری آن پرزیدنت طالبانی است. با این تغییرات بیش از 15 میلیون نفر صدایی یافته اند برای بازگو کردن دیدگاه هایشان.

برخی تغییرات دیگر تدریجی تر هستند، ولی واقعی. از جمله در الجزایر که انتخاباتی را برگزار کرده و در آنجا ارتش همچنان بی طرف مانده. امارات متحده عربی اعلام کرده در شورای ملی هم نیمی از کرسی ها توسط شوراها برگزیده می شود. در کویت انتخابات برگزار شد و زنان برای نخستین بار حق رای دادن داشتند. شهروندان عربستان هم توانستند در انتخابات شرکت کنند، در بحرین هم همچنین. دولت های خاورمیانه نشان می دهند حاضر هستند تن به اصلاحات بدهند. هر ملتی که تن به آزادی بدهد، با آهنگ متفاوتی گام برمی دارد و دموکراسی هایی که آنها ایجاد کنند البته بازتاب دهنده سنت ها و فرهنگ های متفاوتی خواهد بود. اما سرنوشت همه یکسان خواهد بود. سرنوشتی مملو از صلح که آنها همراه با همه جهانیان زندگی خواهند کرد.

تحولاتی هم در خاورمیانه بر اساس پیش فرض های اشتباه صورت گرفته. خاورمیانه اینک دچار بی ثباتی شده و قبلا ثبات داشت. ثباتی که ما قبلا در خاورمیانه می دیدیم، تنها یک سراب بود و ثباتی بود که باعث شد یک نسلی دچار آسیب دیدگی شود. آن ثباتی بود که باعث شد یک گروه بزرگی از افراط گرایان و تندروها در خاورمیانه پا بگیرند. شما تصور کنید در جایی زندگی کنید که 21 سالتان است و هنگامی که همتایان شما در کشورهای دیگر می توانند آزادانه در انتخابات شرکت کنند، اما شما به علت نبود دموکراسی نمی توانید سیاست های دولت خود را تغییر دهید. شما جوانان خاورمیانه وقتی می بینید همتایانتان در دیگر نقاط جهان آموزش می بینند که بتوانند مشارکت کنند در پیشبرد امور جهانی، اما به خاطر نبود آزادی اینک مجبور هستید شاهد خشونت ها و ترور های زیادی باشید. اینک شما صداهایی می شنوید از افراط گرایان که به شما وعده می دهند می توانید از این مصبیت خارج شوید، اما این وعده های پوشالی هستند.

برای بسیاری در خاورمیانه این گزینه ای است که در برابرشان قرار دارد؛ رویکرد به دموکراسی یا رویکرد به افراطی گرایان. اینک دنیا باید به آنهایی کمک کند که گزینه بهتری را به مردم ارائه می دهند. وقتی مردم آینده بهتری داشته باشند، کمتر احتمال دارد به عنوان بمگذار انتحاری خود و دیگران را منفجر کنند. اینک ما احتیاج به کسانی داریم که غرور و افتخار ملی را در پیشبرد و تعالی زندگی شهروندانشان ببینند. بنابراین ما باید از رهبران معتدل در خاورمیانه حمایت کنیم و به آنها بگوییم آنچه که برای فرزندانشان می خواهند، همان است که ما نیز برای فرزندانمان می خواهیم. ما باید ثبات را در خاورمیانه به دست بیاوریم از طریق ایجاد یک خاورمیانه منصف و آزاد. جایی که افراط گرایان به حاشیه رانده شدند.

من می خواهم مستقیما با مردم خاورمیانه صحبت کنم؛ افراطی گرایان در بین شما اینک دچار تبلیغاتی شدند که می گویند غرب می خواهد علیه اسلام فعالیت کند. این تبلیغات اشتباه است. این تبلیغات هستند که توجیه کننده اقدامات تروریستی آنها می شود. ما به اسلام احترام می گذاریم، اما با آنهایی مبارزه می کنیم که اسلام را در جهت تخریب منحرف می کنند. ما می خواهیم به طرف جامعه ای حرکت کنیم که مردم تمام مذاهب را مورد احترام قرار می دهد.

به مردم عراق؛ دوازده میلیون نفر از شما در انتخابات شرکت کردید. دنیا دید که شما چگونه انگشت های مهرزده خود را جلوی دوربین های جهانی گرفتید. دنیا تجلیل می کند از عزم شما برای پیشبرد آزادی و ایستادگی شما برای جریاناتی که خواهان خشونت های قومی هستند. ولی ما شما را تنها نخواهیم گذاشت در مبارزه برای به دست آوردن یک کشور آزاد. آمریکا و همکارانش در ائتلاف در کنار دولت دموکراتیک شما خواهد ایستاد. ما کمک خواهیم کرد شما بتوانید کمک های بین المللی را جلب کنید برای اشغال بیشتر. کمک خواهیم کرد شما از طریق سازمان ملل و با فعالیت دیگر بین المللی آموزش ببینید تا بتوانید با دشمنان آزادی مبارزه کنید. ما اجازه نخواهیم داد آینده کشور شما در گروی فعالیت های تروریستی باشد. رهبران شما باید در برابر چالشی که در برابرش قرار دارید برخیزند و به طرف صلح و دموکراسی حرکت کنید و ما کمک می کنیم شما در این راه موفق شوید تا بتوانید کانونی باشید برای امید دیگر ملت های مسلمان خاورمیانه.

مردم افغانستان! ما حکومت طالبان را سرنگون کردیم، حکومتی که برای شما جز فقر و ویرانی و تروریسم به ارمغان نیاورد. از پنج سال پیش ما دیدیم که شما چگونه رهبران خودتان را آزادانه انتخاب کردید. شما می توانید از این دستاوردها مغرور باشید. ما تجلیل می کنیم از عزم شما برای به دست آوردن آزادی و ما در کنار شما ایستاده ایم تا بتوانید آزادی خود را همچنان کسب کنید و پیش ببرید. اینک کشورهای زیادی در ائتلاف ناتو در کنار شما ایستاده اند تا مقابل تروریست ها و افراطی گرایانی بایستند که می خواهند ثبات را از عراق بربایند. ما افغانستانی ایجاد خواهیم کرد که در آن هرگز افراطی گرایان نتوانند به شما ظلم کنند و پناهگاهی باشد برای تروریست ها.

مردم لبنان؛ سال گذشته شما الهام بخش بسیاری از مردم دنیا بودید، وقتی علیه تسلط سوریه در لبنان به خیابان ها ریختید و دموکراسی را در کشور خود برقرار کردید. از آن زمان تاکنون شما در برابر آزمون دیگری قرار گرفتید که ناشی از حمله غافلگیرانه حزب الله به اسرائیل بود. بسیاری از شما در جریان یک تبادل آتش قرار گرفتید و همه شما زجر کشیدید و دنیا دارد به همه شما کمک می کند برای بازسازی کشورتان و کمک می کند که شما چطور برخورد کنید با یک گروه مسلح تروریستی که مانند یک دولت در دولت دارد اقدام می کند. شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه ای را همینک تصویب کرده که در آن هدفش این قرارداده شده که دولت لبنان بتواند تسلط خودش را در لبنان برقرار کند. برای سالها لبنان یک الگوی دموکراسی بود، یک الگوی پیشرفت و دموکراسی در خاورمیانه بود و اینچنین هم خواهد شد.

جرج بوش خطاب به مردم ایران ادعا کرد:

ایالات متحده به شما احترام می گذارد، ما به ایران احترام می گذاریم. ما تجلیل می کنیم تاریخ تمدن قدیمی شما را، فرهنگ پویای شما را و کمک های شما را به تمدن جهانی. شما درخور این هستید که فرصتی داشته باشید تا آینده خود را تعیین کنید. اقتصادی داشته باشید که بتوانید در آنجا امکانات و نیروهای بالقوه خود را به مرحله اجرا در بیاورید. نیروهایی هستند که می خواهند آزادی را از شما دریغ کنند و می خواهند از منابع کشور شما، از بیت المال شما برای کمک به تروریست ها و پیشبرد برنامه های هسته ای خودشان و تولید سلاح های هسته ای استفاده کنند. شورای امنیت قطعنامه ای را تصویب کرده که از رژیم ایران خواسته است به تعهدات بین المللی خود گردن بگذارد. حکومت ایران باید فعالیت های نظامی هسته ای خود را کنار بگذارد. بر خلاف آنچه که رژیم ایران به شما می گوید، آمریکا هیچ مخالفتی با استفاده صلح آمیز ایران از انرژی هسته ای ندارد. ما در پی یافتن راه حلی دیپلماتیک برای این بحران هستیم و در عین حال ما رو به سوی آینده ای می کنیم که شما بتوانید در آزادی زندگی کنید. روزی که ایران و آمریکا بتوانند در جهت پیشبرد آزادی با همدیگر همکاری کنند.

مردم سوریه؛ شما هم کشوری هستید که میراث تاریخی پرافتخاری دارید، اما اینک کشور شما به گذرگاه تروریست تبدیل شده است. سازمان حماس و حزب الله می کوشند منطقه را دچار بی ثباتی کنند و دولت شما، سوریه شما را به ابزاری در دست جمهوری اسلامی قرار داده است. این امر انزوای شما در صحنه بین المللی افزایش داده است. دولت شما باید راه بهتری را برای زندگی صلح آمیز شما با همسایگانش ایجاد کند و آینده بهتری را برای زندگی مسالمت آمیز شما با کشورهای دیگر.

من می خواهم منطقه ای داشته باشیم که دو کشور اسرائیل و فلسطینی در آنجا وجود داشته باشند. فلسطینی که به طور مسالمت آمیز با جمعیت یهودی اسرائیل زندگی کند. این ایده ای است که در نقشه راه وجود داشت و این هدف دولت من بوده است. مردم فلسطینی دهه ها دچار تحقیر شده اند. شهروندان اسرائیل هدف اقدامات تروریستی زیادی قرار گرفته اند از هنگامی که کشورشان تشکیل شد. بسیاری از مردم شجاع و متعهد، تعهد خودشان را به صلح اعلام کردند، اما نیروهای افراطی می خواهند نگذارند این صداهای معتدل غالب شوند. همینک این منازعه در مناطق خودگردان فلسطینی ادامه دارد. مردم فلسطینی اخیرا در یک انتخابات آزاد شرکت کردند و دولت حماس توانست با شعار مبارزه با فساد و کمک به بهبود زندگی فلسطینی ها بر سر کار بیاید. دنیا اینک نشسته است تا ببیند آیا حماس واقعا به وعده های خود عمل خواهد کرد یا می خواهد یک برنامه افراطی را در پی بگیرد. دنیا به دولت حماس پیام روشنی می فرستد؛ تروریسم را کنار بگذارید، حق موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسید و به تعهداتی که قبلا اعلام شده بود پایبند شوید. محمود عباس گفته است که متعهد است به صلح، متعهد است به تلاش برای ایجاد کشوری مستقل در فلسطین.

آزادی به خودی خود نمی تواند تحمیل شود، آزادی باید انتخاب شود. از بیروت تا بغداد مردم می خواهند آزادی را انتخاب کنند. کسانی که اینک در مجمع عمومی سازمان ملل جمع شده اند نیز باید گزینه خود را انتخاب کنند. آیا ما از نیروهای معتدل و اصلاح طلب در خاورمیانه حمایت خواهیم کرد یا تسلیم تروریست ها خواهیم شد و آینده را به افراطی گرایان خواهیم سپرد. آمریکا گزینه خود را انتخاب کرده است. ما در کنار نیروهای معتدل و اصلاح طلب می ایستیم.

+ نوشته شده توسط شمع در یکشنبه دوم مهر 1385 و ساعت 16:21 |
همسر الهام: شريعتمداري رانت‌خوار، «بازتاب» وابسته را افشا كند

مدير مسئول كيهان از افرادي است كه «نامزد مشروع و مقبول» نهايي‌شان نويد «رضاخان حزب‌اللهي» بودن را سرداد. خوب است مدير مسئول متعهد و دردمند، از صدها ميليون تومان پرداخت شده توسط يك منتظرالرياسه براي فعال كردن سايت خود‌ و بكارگيري همسر و فرزندش در مديريت بسيار علمي و عقلاني هم سخني بگويد.


همسر غلامحسين الهام پس از بازگشت از سفر حج که به همراه سخنگوي دولت و رئيس دفتر رئيس‌جمهور انجام شده است، در مقاله تازه خود در سايت منتسب به رئيس‌جمهور، ده‌ها شخصيت سياسي و رسانه‌هاي كشور را متهم به رانت‌خواري، وابستگي به بيگانه و ... كرد.

در تازه‌ترين نوشته فاطمه رجبي آمده است: نخستين روز ورود به مدينه منوره، خبر سرمقاله‌نويس «از كدام جايگاه؟!» مدير مسئول كيهان را شنيدم با چند فراز از آن؟! فرداي آن روز در مسجدالنبي(ص) از شاه‌كار سيما در برنامه 20:30 و هجمه بي‌سابقه وكلاي مجلس، و سخنگوهاي تشكل‌هاي سياسي و ديني؟! اطلاع يافتم، و فهميدم كه همه اين سياستمداران و دردمندان دين و انقلاب و روحانيت و اسلام،‌ در هر لباسي و نام و مسلك با «انسجام ملي» به دروغ‌پردازي، فحاشي، تهمت‌زني و تخريب بنده پرداخته‌اند! همانجا به همه آنها دست مريزاد گفتم، و آفرين فرستادم.

آنچه مدير مسئول كيهان در سرمقاله خود آورده است: مديرمسئول كيهان با اعتقاد كامل به حقانيت مرگ، حشرونشر و حساب، و در كمال انصاف و عدالت، و در انطباق تمام با عقل و شرع و ادب،‌ دروغ‌پردازي كرده، تهمت زده، تخريب نموده، تا «ترور شخصيت و عقيده» را بنا به «ميل خود» اجرا كند.

مدير مسئول كيهان با تمام تقوي‌پيشگي مرا به «رانت‌خواري» متهم كرده است. او كه از اين دروغ و اتهام بزرگ به خوبي‌آگاه مي‌باشد،‌ بهتر از هركس مي‌داند كه نه‌تنها بنده از هيچ‌گونه رانت چه «سياسي» و چه «غيرسياسي» بهره نمي‌برم، بلكه بدليل استقلال كامل از همه «وابستگي‌ها» و «پيوستگي‌ها»ي سياسي– مالي، اين چنين بي‌رحمانه زير «چكمه‌هاي» شخص او هم قرارگرفته‌ام. من از وي مي‌پرسم كه سوئ استفاده از در اختيار داشتن كامل مؤسسه كيهان و صفحات بسيار جادار! روزنامه آن،‌ براي نوشتن هر مطلب،‌ و درج هر سخن او و همكاران، با هر بهانه، اگر رانت‌خواري كامل نيست، چه نام دارد؟ واقعاً اگر اين امكان بي‌حساب و رايگان در اختيار اين افراد نبود، نوشته‌ها و گفته‌هاي آنان با چه ارزش علمي و سياسي در ديگر رسانه‌ها درج مي‌شد؟ آيا خلق سياستمداران، ونويسندگان و نظريه‌پردازان متعدد توسط كيهان، داراي مبنا و محتواي علمي است و ارزش سياسي دارد و يا قابل توجه و تأمل است، يا بدون داشتن هر پشتوانه سياسي- مالي نوشتن و گفتن، و خوانندگان و مخاطبان بسيار از گروهها و قشرهاي مختلف يافتن؟ آيا بهره‌برداري شخصي تمام از رانت كيهان و ترويج بي‌مبناي بلندگوي اختصاصي خواص بودن ارزشمند است يا گفتن و نوشتن مطالبات واقعي مردم بر حول دينمداري و نه سياست‌پيشگي؟!

مدير مسئول كيهان در عين مسلماني و سياستمداري و آگاهي!! صرفاً با تمسك به بنيان دروغ روزنامه‌هاي دوم خرداري و سايتهاي وابسته به مراكز و محافل مافيايي، مانور لگدمال كردن تفكر و عقيده اين‌جانب را برگزار كرده است. اين مدير مسئول پاسخ دهد «خواسته خلع لباس شدن خاتمي» را در كجاي مقاله اين جانب يافته است كه براي آن اين يورش بي‌رحمانه را انجام داده است؟ آيا همين كه سايت‌هاي وابسته به مراكز فاسد و روزنامه‌هاي دوم خردادي با دروغ‌پردازي صريح،‌ اين جمله را خلق كرده‌اند و اين كه سخنگوي «جامعه مدرسين» و عضو جامعه روحانيت نسبت به اين «مخلوق دوم خرداد و كارگزاران» حساسيت شرعي و عقلي نشان داده‌اند؟ اينكه وكلاي مجلس وسردمدران راست و چپ پيرامون اين «دروغ بزرگ» بر اين جانب تاخته‌اند و البته هم اين دينداران و متعهدان!! «وفاداري خود را به گفتمان اصلاح طلبي اعلان داشته‌اند» كافي است كه مدير مسئول كيهان نيز با «سلاح قلم» به «بريدن زبان» و «شكستن دستهاي» من اقدام كند؟

قيم‌مآبي هميشگي مديرمسئول كيهان اين بار گريبان‌گير بنده شد. او از جايگاه يك سياستمدار زبردست و پيشگوي توانمند «طبرزدي شدن بنده را در ‌آينده» اعلان داشته و با ناسزاگويي و تهمت‌زني برايم دل سوزانده است! آيا اعتراف او به «رشد و پرورش طبرزدي» توسط كيهان «در همين مقاله» كافي نيست كه بسياري از مسائل پشت پرده اينگونه ماجراها افشا شود؟ به راستي مدير مسئول پاسخ دهد چه كساني و چه مراكزي «طبرزدي‌ها» را ساخته و مي‌سازند؟ كدام محافل سياسي و مالي در قدرت هميشه اين افراد را حمايت مي‌كنند؟ آيا «اكبر گنجي‌ها» نيز از همين «مخلوقات» نبودند كه پس از همه هتاكي‌ها به انقلاب و اسلام و امام(س)،‌ در انتخابات نهم سربلند و با افتخار به حمايت از «رقيب احمدي نژاد» پرداخته‌اند؟

مدير مسئول كيهان مرا به صرف نوشتن و گفتن عقايدي كه بر محور و بنيان «ولايتمداري دينمدارانه» و نه «ولايت‌پذيري سياسي‌كارانه» است، متهم نموده كه در جايگاه رهبري قرار گرفته‌ام. با تذکر مجدد اين نکته كه جمله «خلع لباس خاتمي»، خواسته و ساخته مدير مسئول كيهان با تبعيت از همفكرانش در اردوگاه اصلاح‌طلبان و اصول‌گرايان است، مي‌پرسم در فرهنگ اين مديرمسئول صرف اظهار نظر و عقيده من پيرامون سفر خاتمي، كه نموداري از حرف دل ميليونها نفر از دين‌دارترين، انقلابي‌ترين و آگاه‌ترين قشرهاي كشور است،‌ قرا رگرفتن در جايگاه رهبري است، يا قيموميت‌ كيهاني براي ملت؟ آيا راهكار كيهان در جابجا كردن مبنا و هدف و محتواي «اصول‌گرايي» با اهداف و اغراض «اصول‌گرايا ن» و در ميدان آن تاختن،‌كسب جايگاه رهبري نيست؟ آيا نوشتن مقاله‌اي سراسر ناسزا به قاضي رأي‌دهنده دادگاه آغاجري، و نگارش مقاله‌هايي پيرامون مواضع و بيانات والاي حضرت آيت‌الله مصباح عليرغم حمايتهاي صريح صورت گرفته از ايشان، جايگاهي بالاتر از رهبري نداشته است؟‌ آيا «توافق سعدآباد» را پيرامون «تعليق انرژي هسته‌اي» در دولت خاتمي،‌ «صلح حديبيه» خواندن، و مواضع قرآني آيت‌الله مصباح را نسبت به «حرمت ربا» به باد انتقاد گرفتن،‌ و... عقلي، شرعي و منطقي است و در جايگاه فراتر از رهبري نبوده و نيست؟ مسائل در اين زمينه بسيار است كه شايد بعدها به آن بپردازم؛

مدير مسئول كيهان مردم را كندذهن و فراموشکار فرض کرده و عمر نويسندگي مرا در يك سال گذشته خلاصه كرده است. به اين اتهام، رانت‌خواري سياسي، بي‌ارزش دانستن و غيرعلمي خواندن نوشته‌هايم را مستند كرده تا بتواند تخريب و ترور انديشه را درباره من كامل كند. بايد به اين نيروي عقلي و شرعي آفرين گفت، و احترام به شعور ملي از سوي مدير مسئول كيهان را سپاسگزار بود!!

موضعگيري‌ خصمانه مدير مسئول عليه كتاب «احمدي‌نژاد معجزه هزاره سوم» نقطه عطف مقاله اوست؟! اين فراز،‌ علت فشار بيش از پيش لگدهاي او را بر انديشه و اعتقاد بنده نمايان تر مي‌كند. آيا وي مي‌پندارد با ناسزاگويي، ‌تخريب‌گري، دروغ پردازي و اتهام زني مي‌تواند، اسناد آن كتاب را كه گوشه‌اي از خروارها واقعيات و مصايب مشاهده شده توسط ملت است، محو نمايد؟ آيا كتابي كه هزاران خريدار و دهها هزار خواننده داشته،‌ وگروهها و قشرهاي مختلف، واقع نگري و مستند‌بودن مطالبش را كه از قضا اسناد آن برگرفته از روزنامه كيهان است، تصديق كرده‌اند، با يك تهمت ناروا، بي‌اعتبار خواهد شد. آيا مدير مسئولي كه با وارد كردن اتهام رانت‌خواري سياسي در پي كسب آبرو براي عاملان آن واقعيات است،‌ پاسخگوي خداوند و ملت خواهد بود؟ و آيا بازگويي يك پرونده به گونه مستدل و مستند، اين حجم عظيم مجازات را بايد در پي‌داشته باشد؟ - مدير مسئول كيهان به عنوان «آخرين نفر صف مهاجمان و تخريب‌گران اينجانب» وارد ميدان شده است. او با نوشتن مقاله مذكور به خيال خود كار را تمام كرده است. مدير مسئول كيهان با جا ي گرفتن در صفي متشكل از مشاركتي‌ها، كارگزاراني‌ها، ابطحي‌ها، و ابراهيم‌نبوي‌ها، و سايت‌هاي وابسته آفتاب و بازتاب و... در داخل و خارج، به جانبداري آشكار از سردمداران اصلاح‌طلبي و سازندگي برخاسته، و اوج اين دفاع را بر محور «سفر خاتمي» به ‌آمريكا قرار داده است و با اين عمل داوطلب شليك «تيرخلاص» به اين جانب گرديده است. با اطمينان به توانمندي خارق‌العاده خويش از نتيجه‌بخشي كامل كار آرامش يافته است. اما «خطاي ديد»، ‌تيرخلاص را به سوي خود او بازگردانده و ماهيت اصلي افكار سياسي و اعتقاديش را پس از سال‌ها نمايان ساخته است.

مدير مسئول كيهان از افرادي است كه «نامزد مشروع و مقبول» نهايي‌شان نويد «رضاخان حزب‌اللهي» بودن را سرداد. از اين روي تهاجم و يورش آنان به بنده دور از انتظارنيست. اما ملت بايد امداد الهي در ناکام ماندن آن اصلاح‌طلبان جديد از حاكميترا سپاس بي‌كران گويد! مدير مسئول كيهان در كامل كردن پروژه «ايجاد فتنه خانوادگي» هم، شاهكار كرده است. او بر آن شده تا «فروپاشي خانواده كوچك و سالم مرا» ‌شاهد و ناظر باشد. بي‌ترديد مي‌گويم از اين فتنه كه از علائم آخرالزمان است به خداي بزرگ پناه مي‌برم،‌ و چشم اميد به امدادهاي او دارم . اما برمدير مسئول كيهان است كه با همين قلم شيوا و ادبيات محترمانه، در دايره عدالتخواهي از نوع جناح اصول‌گرا، منابع مالي و سياسي سايت‌هاي چون «آفتاب» و «بازتاب» و ... را به مردم معرفي كند. اين مدير مسئول به‌شدت ضد رانت‌خواري به مردم كمك نمايد كه منبع،‌ مركز و يا مجمع هدايت كننده و حكايت كننده سايت‌هاي مذكور را بشناسند، تا بهتر و شفاف‌تر مطالب و مواضع آنان را هضم نموده و پذيرا باشند!؟‌ و نيز خوب است مدير مسئول متعهد و دردمند، از صدها ميليون تومان پرداخت شده توسط يك منتظرالرياسه براي فعال كردن سايت خود‌ و بكارگيري همسر و فرزندش در مديريت بسيار علمي و عقلاني هم سخني بگويد. هم‌چنين ضرورت دارد مدير مسئول كيهان دردمندانه از هزينه مالي سفر خاتمي و دختر و برادر و هيأت نه چندان كوچك همراهش به آمريكا هم به ملت آگاهي دهد. و نيز لازم است كه ...

اما مطلبي هم پيرامون نمايش‌هاي مضحك سيماي ضرغامي! تكرار مي‌كنم كه در هيچ دوره‌اي اين گونه سطحي‌نگري، خود محوري، خط‌بازي و بازيچه شدن رسانه ملي سابقه نداشته است، حتي زماني که اين سازمان «صدا وسيماي قطب‌زاده» خوانده مي‌شد. آيا اختصاص دادن برنامه‌هايي براي تخريب «فاطمه رجبي» به جرم گام نهادن به حريم مافياي قدرت و ثروت،‌ و دفاع از گفتمان اسلام ناب توسط احمدي نژاد يك مسأله عمومي کشور است يا «هواها و بهانه هاي» ضرغامي است؟ آيا كينه‌توزي جناح‌گرايانه به منظور جبران شكست در انتخابات رياست جمهوري، به ضرغامي نسبت به بهره‌برداي‌هاي تا اين حد سخيف شخصي از رسانه ملي مجوز داده است؟ آيا در انحصار قراردادن شبكه‌هاي مختلف به وسيله ضرغامي به هم‌قطارانش به عنوان مديران و كارشناسان و ... وبمباران مردم با تصاوير و گفته‌هاي آنان، از ديد مردم هوشمند مخفي مي‌ماند؟

سخن پاياني آنكه گام نهادن اينجانب به حريم امن مافياي قدرت و ثروت «بهاي سنگيني» داشت. همدلي و وحدت راست‌گرايان و چپ‌گرايان در تخريب هولناك من «سنگربندي عجيب در مسير پيشروي ملت براي در هم شكستن آن» است. با اين وجود مهاجمان بدانندكه اين راه باز شده، و امداد الهي و توجهات حضرت ولي‌عصر(عج) ملت را در پشتيباني از احمدي نژاد و رويارويي با مافياگران مصمم‌تر كرده است. به‌همين جهت يورش،‌ تخريب و ترور عقيده و انديشه توسط ابزارها وعوامل مختلف راه بجايي نخواهد برد، و منتظران فرج را از صحنه خارج نخواهد كرد. انشاءالله.

+ نوشته شده توسط شمع در یکشنبه دوم مهر 1385 و ساعت 16:14 |

اخبار ديگري نيز از تلاش‌هاي عطريانفر براي رفع توقيف شرق حكايت دارد، معرفي عليزاده طباطبايي، چهره نزديك به عطريانفر در شوراي شهر اول تهران، به عنوان مديرمسئول جديد و شكايت از حكم هيأت نظارت بر مطبوعات به ديوان عدالت اداري، از جمله اين اقدامات است.


در حالي كه يك هفته از توقيف روزنامه «شرق» از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات به دليل معرفي نكردن مديرمسئول مي‌گذرد، برخي اخبار از انتشار دوباره روزنامه جمهوريت توسط طيف هوادارن كروبي در «شرق» حكايت دارد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، عدم معرفي مديرمسئول «شرق» در مهلت يك ماهه از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات، در حالي صورت گرفته كه گفته مي‌شود علت اصلي آن، توافق نكردن دو طيف كارگزاران و هواداران كروبي در اين روزنامه بوده است.

محمد عطريانفر كه شاخص‌ترين چهره طيف كارگزاران در روزنامه «شرق» است، عامل اصلي تأسيس و پشتيباني از اين روزنامه به شمار مي‌رود، اما در يك سال اخير با قدرت گرفتن طيف هواداران كروبي در روزنامه «شرق» كه محمد قوچاني، چهره اصلي آن است و نزديكي بين وي و خدابخش، نقش عطريانفر در اين روزنامه كاهش پيدا كرده و در حالي كه پيش‌بيني مي‌شد وي به عنوان مديرمسئول جديد روزنامه معرفي شود، اين اقدام انجام نشد.

پس از توقيف «شرق» كه بيشترين آسيب را متوجه عطريانفر كرد، طيف هواداران كروبي مي‌خواهند با انتشار روزنامه‌اي ديگر، از امكانات مالي و پتانسيل «شرق» استفاده كنند و در اين راستا، احتمال دارد «جمهوريت» كه پيش از اين، توسط عمادالدين باقي، پدر همسر قوچاني، منتشر مي‌شد، به اين منظور مورد استفاده قرار گيرد.
هرچند دو سال پيش، «جمهوريت» با توافق صاحب‌امتياز آن با يكي از نهادهاي نظارتي بدون آن‌كه توقيف شود، تعطيل شد، اما اين‌كه آغاز به كار آن با موافقت اين نهاد هست يا نه، تاكنون تأييد نشده است.

در اين حال، اخبار ديگري نيز از تلاش‌هاي عطريانفر براي رفع توقيف شرق حكايت دارد، معرفي عليزاده طباطبايي، چهره نزديك به عطريانفر در شوراي شهر اول تهران، به عنوان مديرمسئول جديد و شكايت از حكم هيأت نظارت بر مطبوعات به ديوان عدالت اداري، از جمله اين اقدامات است.
دادسراي كاركنان دولت نيز با صدور حكم تبرئه در دو پرونده جنجالي ستارخان و شكايت حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي، اين روند را تسريع كرده است.

+ نوشته شده توسط شمع در یکشنبه دوم مهر 1385 و ساعت 16:10 |

احتمال مي‌رود تغييرات يادشده به دنبال افشاي پايان سريال در برخي نشريات سينمايي و نگراني مسئولان صداوسيما از پيامدهاي پايان غيراخلاقي سرنوشت بهروز، صورت گرفته باشد.


در حالي كه هم‌زمان با انتقادات گسترده از فرجام سريال «نرگس» شايعه تغيير در پايان داستان اين سريال طي روزهاي اخير به صورت گسترده در ميان روزنامه‌نگاران و مردم پخش شده بود، با سخنان امروز رئيس سازمان صداوسيما، اين شايعه قوت گرفت.

مهندس ضرغامي، رئيس سازمان صداوسيما، در ديدار امروز دست‌اندركاران سريال «نرگس» با وي، ضمن تقدير از تغييرات بخش‌هاي آخر سريال گفت: اين موفق بودن آخرين قسمت‌ها و نتيجه‌گيري سريال كه در بخش‌هاي آخر به چشم مي‌خورد، نشان مي‌دهد كه دوستان اظهارنظرهاي اطرافيان را در كار دخيل كرده‌اند.

اين در حالي است كه چند ماه پيش، تصويربرداري از مجموعه «نرگس» به پايان رسيده و تغييرات پايان داستان بدون تصويربرداري جديد امكان‌پذير نيست.
احتمال مي‌رود تغييرات يادشده به دنبال افشاي پايان سريال در برخي نشريات سينمايي و نگراني مسئولان صداوسيما از پيامدهاي پايان غيراخلاقي سرنوشت بهروز، صورت گرفته باشد.

مجموعه «نرگس» كه در آغاز يك مجموعه نود قسمتي اعلام شده بود، در 84 قسمت تدوين شد، اما با تغييرات انجام شده، تنها هشتاد قسمت آن از شبكه سوم سيماي جمهوري اسلامي، پخش شد و چند قسمت آن كه دنباله داستان را نمايش مي‌داد، حذف شده است.

با توجه به تصويربرداري نه ماهه مجموعه «نرگس» و پايان داستان آن در زمستان گذشته، تغيير در پايان داستان، به صورت طبيعي ممكن نبوده و اين مجموعه تلويزيوني، تفاوت ساختاري با ديگر مجموعه‌هاي طنز نود شبي كه نگارش و توليد بخشي از آن هم‌زمان با پخش صورت مي‌گيرد، مانع تأثيرات بازخورد جامعه از پخش اين مجموعه تلويزيوني است.

+ نوشته شده توسط شمع در یکشنبه دوم مهر 1385 و ساعت 16:7 |

+ نوشته شده توسط شمع در یکشنبه دوم مهر 1385 و ساعت 16:4 |

 

 

+ نوشته شده توسط شمع در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت 15:12 |